محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

629

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

مىدانند و چنين مىپندارند كه محمّد ، آن را به جبريل رئيس كاهنان سريانى داده است ، تا پيمان نامه‌اى براى مسيحيان سريانى و قبطى باشد . اين نسخه از روى نسخه‌اى به خطّ كوفى منسوب به معاويه ، نوشته شده است و در دير مشهور سريانيان يعقوبى به نام دير زعفران ، در نزديكى ماردين ، نگهدارى مىشود . آغاز آن ، چنين است : ( 1 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، پيمان نامه‌اى است كه از سوى پيامبر خدا محمّد ، به گروههاى مسيحى : قبطيان ، سريانيان و يعقوبيان مصر و ديگر بخشهاى آن ، و به همهء ترسايان روى زمين ، اعطا شده است . اين سفارش من در حقّ سريانيان و قبطيان در سراسر جهان است كه به خاطر خداى توانا و بزرگ ، به پيمان ايشان ارج نهند . زيرا اينان ، امانت خدا در روى زمين‌اند و بر پايهء آنچه در انجيل و زبور و تورات ، دربارهء ايشان سخن رفته است ، اينان در زنهارند و مسلمانان را از سوى خداوند ، حجّتى عليه ايشان نيست . اين ، سفارشى است از سوى خداوند توانا و دانا ، بر زبان پيامبر اسلام در جهت حراست از ترسايان ؛ زيرا وى به زبان خود ، به معاويه فرمان داد كه بنويس : اين پيمان‌نامه را از سوى من براى ايشان بنويس تا ديگر مسلمانان و فرمانروايان ، پادشاهان و وزيران ، دانشمندان و فقيهان امّت اسلامى كه سفارش مرا به كار مىبندند ، از آن آگاه گردند . سپس متن ، همانند پيمانهاى پيشين ، با ناهماهنگيهايى كه در عبارت پديد آمده است ، با برخى توضيحها و فزونيها ، پيش مىرود . . . امّا نوشته‌اى كه گفته مىشود محمّد ( ص ) از رهگذر آن ، با ارمنيان ، پيمان بسته است ، جز در پاره‌اى از بخشهاى آن - كه نيازى به يادآورى آنها نيست - نزديك به متن پيمان ، در تاريخ يعقوبيان ياد شده است . 1 . القبل : كوه بلند ، تلّ ريگ يا زمين بلند ( لسان 11 / 542 ) ، و در اينجا به معنى مطلق خشكى است . - م . ( پيمان با ترسايان ارمنى ) ( 2 ) در تركيه در كتابخانهء بخش تاريخ از « اسلامى علملر فاكلته‌سى » از دانشگاه ارضروم ، پيمان نامه‌اى يافتيم كه در جهت حفظ منافع ارمنيان نوشته شده بود . اين پيمان‌نامه همراه با ترجمهء تركى آن ، به چاپ رسيده است . گواهيهاى محمد بن على ، مشهور به ملّا چلبى قاضى شهر آمد و نقى فضلى زاده قاضى شهر رها ، بر آن ، ديده مىشود . گويا آن را ارمنيان منتشر ساخته‌اند . با سپاسگزارى از دوستم استاد احسان ثريا صيرما ، آن پيمان‌نامه را در اينجا آوردم ( 1 ) .